نیلاینیلای، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

نیلای , ماه من

بدون عنوان

تو الان خوابی نینیییییییییییییییییییییییییییییییییی. از حمام اوردمت جیگرم.تو اب خیلی خوشحال بودی همش پاهاتو تکون میدادی بازی میکردی ولی وقتی نوبت شامپو میشه وایییییی خیلی بنجنس میشی ...
17 ارديبهشت 1390

شیطونک

سلام عزیزم چقدر ماشآالله شیطون شدی هرروز نازتر باهوشتر میشی . عزیزم انگشتاتو چرا میخوری ؟ دختر گلم عمه و مامان  باید مدام واسط شعر بخونن ،یه دختر دارم شاه نداره،کوچولویم کوچولو...تا اروم بشی عزیزم.میدونی تو اینقدر عزیزی که هر کی یه جور صدات میکنن،مثل  نفس،شندک،تی ان جی...اره مامانم عزیزی راستیییییییییییییییییی شایان کنکور داشت ولی نتونست تحمل کنه امد دیدنت، مریم امیرم امدن،تو عشق همهای مامانجی فاطمه باباجی دایی محمد خاله ارزو عمه و عمو مهران           الان تو گهوارت خوابیدی البته بعد از یه ساعت کلکل           &nb...
15 ارديبهشت 1390

نیلای بلا

سلام عزیزم دختر نازم, بازم خوابی که من میتونم برات بنویسم . جیگیلی خیلی شیطون شدی ها ,یا جیغ میکشی یا میخوای بیای بغل ,لثه ها تم میخواره , مامانت بمییییییییییییییییییییییره. عسلم وقتی بهت نگاه میکنم خدا رو صد هزار بار شکر میکنم که تو رو به من داد شیطونک.نمیدونم همه نی نی ها مثل تو لثه هاشون اذیت میشه؟ ماماناشون چکار میکنن ؟ قربون دخترم برم. دردای عالم مال من ولی تو ناراحت نباشی .مامان برات میمیره .دختر باهوشم خیلد سریع عکس العمل نشون میدی ماه من نیلای من دوست دارم ...
11 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

سلام عشق مامان .تو الان خوابی منم میخوام تا بیدار نشدی یه چند خطی واسط بنویسم اخه نمیزاری شیطونک. دیشب تا ساعت 2 صبح بیدار بودی مامانم ،داشتی  مثلآ حرف میزدی ولی همش جیغ بود .میدونی خیلی دوست دارم تو تمام امید منی .مامانی تو با لالایی نمی خوابی سیستمت فرق میکنه ،بابایی طفلک باید تو رو بغل کنه بودو کنه هی بگه دیستک دیستک دیستک ،خیلی با مزست منو تو کلی حال میکنیم ولی بابایی إ     ...
10 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

ئمشششظةظظظظظظظظظظظظحمککوگخ......./ 4 ج=ح=خنتدرDFCV                 GB    'lk;dc  nb  h6,.vfhhhhhio  ljk,nmedcd مامان جان متن سلیس و روان بالا رو خودت تایپ کردی 90/2/6               ...
10 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

سلام ماه من نیلای قشنگ من 2 اذر 89 بیمارستان تآمین اجتماعی زاهدان ساعت 9 صبح بدنیا امد با وزن .3/500 دکترشم خانم مهین عدالتیان بود .خدارو شکر دخترکم سالم بود. چشماش از همون اول باز بود لب پایینشم داشت میخورد اخه گرسنه بود 1000000000000 بوس برای دخترم نیلای.منو بابایی خیلی دوست داریم   ...
5 ارديبهشت 1390